.: ایام :. - تاریخ: 1396/10/8 ساعت: 15:43
به نام خدا من خوبم. خیلی خوبم. شاکر خدا هستم از زمین تا آسمانها. برای داشتن چنین همسر، چنین فرزند، و چنین زندگی ای که خدای بزرگ برام مقدر کرد. یاس سادات الان یک سال و هفت ماه و شش روزه هست. خانم و آروم و گل. خودم هم روال عادی زندگی رو در کنار فعالیتهای دیگه دارم ادامه می دم و برای انجام فعالیتهای دی...
.: حالمان :. - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 16:37
به نام خدا همسر سالمه. نگران اون نباشید. اما حالمان خوب نیست. عزادار شدیم. اشکمان خشک نمی شود.
.: محبتها :. - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 16:37
به نام خدامن به عنوان یکی از اعضای این خانواده بزرگ، خانواده آتش نشانی، از محبتهاتون تشکر می کنم. جدا می گم اگر این مهربانی ها نبود، خیلی سخت تر می گذشت. پی نوشت: کاش می شد روزگار رو بگذاریم رو سرعت 16x یا 32x و رو دور تند می گذشت و می رسیدیم به بخشهای خوبش. مثلا به دیدن معجزات خدایی که خیلی خیلی مه...
.: مرگ امید :. - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 16:37
به نام خدا امیدها مردند! اما خدای خوبم، معجزه ات را نشانمان دادی. لحظات پایانی به داد دلهای سوخته رسیدی که به حداقل راضی شده بود... کاش بیدار می شدیم و می فهمیدیم همه چیز جز خواب تلخ و سیاهی بیش نبود... کاش...
.: شهید شدن :. - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 16:37
به نام خدا فقط یک کلام: اگر شهید نشی، می میری! همین...
.: 1396 :. - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 16:37
به نام خدا صرفاً به جهت اینکه تو آرشیو 96 راه پیدا کنیم. سلام سال نو مبارک که چیش رو هم نمی دونم
.: یک سال گذشت! :. - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 16:37
به نام خدا خلاصه اینکه دخترم هم یکساله شد. و چه سالی بود امسال برای من با یاس ساداتم. الحمدلله رب العالمین
.: و ماه من، رسید :. - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 16:37
به نام خداو اردیبهشتی دیگر... حساب سن اینجا از دستم در رفته. و دیگه مهم هم نیست. مهم آغاز بودنشه و حالا به احترام اون سالها که آرامش بخشم بود، گرامی می دارمش. تولدت مبارک آبی بی انتهای از یادها رفته
.: 3 و 2 :. - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 16:37
به نام خدا و سی و دو سالگی من هم رسید. و من شاکرم. شاکر.
.: سنگدلی :. - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 16:37
به نام خدا وقتی شنیدم، گفتم انشاء الله "دختر" باشه. و بشه انچه که می خواهم. بلکه سر عقل بیاد، این انسان نفهم. بعد که معلوم شد "پسر" هست، پیش خودم گفتم، چه بد شد. هم سعادت داشتن دختر رو نداشت. هم نشد که براش روشن بشه آنچه که باید می شد. ولی چیزی که برای من غیر قابل تغییره، نگذشتن ازش هست. و خدا خودش ...
.: حرف بزن :. - تاریخ: 1395/9/2 ساعت: 8:34
به نام خدا از دهنم پرید، اون هم تیز بود و گرفت. پازلهاش تکمیل می شد با گفتن من. و می فهمید که واقعاً اندازۀ برج ایفل پاریس نیست. یه برج ایفل کوچولو، تو یک پازل خیلی خیلی کوچولو. بلاخره گفتم. شاید خوب، شاید بد. آینده همه چیز رو مشخص می کنه. اما الآن احساس خوبی دارم از بیانش. و یه هووووف بلند و کش دار...
.: آرشیو :. - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 14:45
به نام خدا یکی از بچه ها این پست رو گذاشته، برای کسایی که آرشیوشون پریده. من تعداد پستهام خیلی زیاده و عکس داره، نمی تونم چنین وقتی بگذارم. ولی گفتم شاید برای بقیه کاربرد داشته باشه.
.: زنده ام ها! :. - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 14:45
به نام خدا دیدم 128 روزه اینجا هیچی ننوشتم، حس کردم مُردم. دلم گرفت. گفتم بنویسم نخیرم "زنده ام". خوب و خوش و سلامت و شاااااااکر. البته هنوز هم ناراحتم که یکی از بهترین سالهای زندگیم از آرشیو بلاگفا حذف شده. سال خوب 93... :( همین. :)
.: آرزوهای صورتی :. - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 14:45
به نام خدا خدا که همیشه باهام یار بود. ولی این روزها بیش از همیشه نظر و توجه خدارو دارم تو زندگیم می بینم. من رو به آرزوهایی می رسونه که به زبونم نمیارم. فقط از دلم می گذره. گاهی می ترسم از اینکه آرزوشون کنم. شاید که صلاحم نباشه. پی نوشت: وای خدای من. چقدر باید شاکر باشم نمی دونم...
.: "هشت" نام ماه من است :. - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 14:45
به نام خدا من هنوز خوبم. و زنده هستم. و این وبلاگ همچنان دلم رو می گیرونه وقتی میام داخلش... بلاگفا خیلی بدی. خیلی بدی. خیلی بدی...
.: ورود به سال 95 :. - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 14:45
به نام خدا سال نو مبارک. دیگه داره روزها زیادی تند می گذره. دلم هُرّی می ریزه به یه ماه دیگه فکر می کنم. و این مسئله که این یک ماه دقیقاً معلوم نیست یک ماه باشه یا کمتر یا بیشتر، دلم رو بیشتر می هُرّونه. پی نوشت: نه زیبای من، تو هم برام مقدسی.
.: عدد مقدسم :. - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 14:45
به نام خدا هر سال، می اومدم و تولد وبلاگم رو در چنین روزی جشن می گرفتم. اما امروز شاد تر از هر سال، از زایش و به وجود آوردن موجودی واقعی، به اینجا اومدم تا خبر بدم: "یاس سادات" دخترم، که اسمش قراره من رو یاد مادر سادات بیندازه، در روز بیست و نه فروردین، مصادف با نه رجب، که مقارن بود با میلاد امام نه...
.: آخه به ما چه ؟ :. - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 14:45
به نام خدا امروز می خوام از یکی از فرهنگهای والای ایرانیمون پرده برداری کنم. . . . . از 18 تا 20 سالگی موظف بودم پرسش " درس نمیخونی؟" و "دانشگاه نمی خوای بری؟" و "چرا دانشگاه نمیری؟" و "اگه درس نمیخونی چرا شوهر نمی کنی؟" که خدا رحم کرد و تندی کاردانی و بعدشم کارشناسی رو قبول شدم. بعدش از 20 تا 28 سا...