آبی بی انتها

مطالب پیشنهادی از آبی بی انتها | نویسنده: هستی زارعیان

سرچ

به نام خدااینهمهههههه سال می گذره و من هرگز به فکر نیفتاده بودم سرچ کنم. میون خبرهای داغ اون روزهای تلخ شهادت حاج قاسم که می گشتم، یهو تیتر یک خبر توی عراق توجهم رو جلب کرد. یک اسم آشنا. تو خاطرات خیلی دور.اونجا بود که یوهو دوزاریم افتاد و هرچی بیشتر سرچ کردم بیشتر خندیدم. که عجب آدم کله گنده ای بود و ما باهاش در تماس بودیم و خبر نداشتیم. ؛) آقا زاده ای بود تو چهارچوبهای ایران اسلامی. :)) الکی الکی.خلاصه. اتفاق جالبی بود و خاطرات خیلی خوب رو بخاطرم آورد و کلی به همسر پزشو دادم. :))روز 21م قرنطی...

ادامه مطلب

پلن...

به نام خدادیروز نورسادات 11 ماهه شد. با اوضاعی که شاهد هستیم، به نظر نمیاد قرار باشه تا یک ماه دیگه ماجرا جمع بشه. مگه اینکه معجزه بشه. روز میلاد امام زمان عجل الله هم تولدش بود و قصد داشتم تولد یاس رو هم تو همون روز بگیرم و مفصل جشن داشته باشیم. فعلا که وقت برای حوصله سر رفتن و غر زدن و ناامید شدن، ندارم؛ بسکه امسال تو خونه تکونی برای خودم کار تراشیدم و سابیدم و روبیدم و گذاشتم و برداشتم. هوفففففففخلاصه که همینطوری چشممون به بالاست و دستمون به دعا. برای کنده شدن شر این ماجرا. خدا رو داریم یعنی...

ادامه مطلب

این روزها

به نام خدابچه ها بزرگ شدن و تولدهای قرنطینه ای شون رو هم سعی کردم با تمام توان، خوب برگزار کنم. یکی 1 ساله شد و دیگری 4 ساله. برای تولد دست به تجربیات نوینی زدم و خیلی خوب هم از پسشون بر اومدم به لطف خدا. اصلا قرنطینه خیلی محاسن برام داشته، ولی با توجه به اینکه دقیقا مقید به رعایت تمام نکات بهداشتی هستیم، وضع موجود نگران و مضطربم کرده. اینکه معلوم نیست نورسادات که تازه قدمهای متزلزلش رو روی زمین می گذاره، کی کفش به پا می کنه و قدم زدن تو پارکها رو تجربه می کنه. یا یاس سادات که دختر اجتماعی ای ه...

ادامه مطلب

بازم بعد عمریییی

به نام خداانقدرررررر سرم شلوغه و همش در حال بدو بدو هستم که در زمان حاضر که ۸ تیر باشه تازه یادم افتاده پستی برای تولد اینجا و تولد خودم نگذاشتم. حتی تولد دوستهای عزیزی مثل کشکی رو با اینکه از اول خرداد یادم بوده ولی فرصت نکردم تبریک بگم.وسواسهای "بهترین بازده" برای رسیدگی به خونه زندگی و بچه ها و همسر و خودم کم بود، کرونا و پروتکلهاش هم اضافه شده و گاهی واقعا می برم و کم میارم. ساعت خوابم رو کمتر کردم. یعنی صبحها زودتر بیدار میشم و عصرها نمی خوابم و شبها دیروقت می خوابم که به کارهام برسم و باز...

ادامه مطلب

کروناکی

به نام خداتولد حضرت زینب سلام الله علیهای پارسال که صبحش مصادف شد با شهادت حاج قاسم، آخرین باری بود که خانواده ی بابا رو دیدم. الان نزدیک یک سال شده. آخرین دوره ی خانواده ی مامان هم مال خیلی قبل تره. بیش از یکساله اونها رو ندیدم.اونبار داشتم به جهانی عاری از کرونا فکر می کردم. حالا یا با واکسن یا ریشه کن شدن معجزه ای. پیش خودم میگفتم حالا چیکار می کنی؟ و این شد حاصل فکرم:"میرم تو خاندان، ماچ می کنم اونهایی که واقعا دوستشون داشتم و محروم شدم ازشون. بعدش دست بچه ها رو میگیرم میبرم رستوران. تا می...

ادامه مطلب

سال نو

به نام خداسال ۱۳۴۰۰ هم مبارک. ما در ابتدای سال با بحران مواجه شدیم و نورسادات دچار آسیب شد و گرفتار بیمارستان و این چیزها بودیم، ولی به لطف خدا بحران تو مسیر بهتری قرار گرفت و بقیه ش رو خوش گذروندیم.با رعایت پروتکلهای بهداشتی به گشت و گذار میریم و همش برام سواله "واقعا نمیشد این کارهارو پارسال انجام داد که یکسااااال از عمرمون اونجوری نسوزه؟" نمیشد تو پارکی که پرنده پر نمیزنه قدم زد و بهار رو بلعید؟ و ... "در روز جاری هم که میلاد امام زمان هست و ما چشم انتظار فرج... نوشته شده در ساعت ۸:۱۵ ق.ظ ل...

ادامه مطلب

.: سال نو :.

به نام خداسال ۱۳۴۰۰ هم مبارک.ما در ابتدای سال با بحران مواجه شدیم و نورسادات دچار آسیب شد و گرفتار بیمارستان و این چیزها بودیم، ولی به لطف خدا بحران تو مسیر بهتری قرار گرفت و بقیه ش رو خوش گذروندیم.با رعایت پروتکلهای بهداشتی به گشت و گذار میریم و همش برام سواله "واقعا نمیشد این کارهارو پارسال انجام داد که یکسااااال از عمرمون اونجوری نسوزه؟" نمیشد تو پارکی که پرنده پر نمیزنه قدم زد و بهار رو بلعید؟ و ... "امروز هم که میلاد امام زمان هست و ما چشم انتظار فرج......

ادامه مطلب

.: اردی بهشت :.

به نام خدا خب... الحمدلله... ۳۶ ساله شدم...

ادامه مطلب

.: صرفا خبردهی :.

به نام خداخب...در این مرحله از زندگی سه دوز واکسن زدیم. ماسکو فاصله گذاری و الکل هم سرجاش هست. مهمونی و سفر همچنان خبری نیست به شصت هزار دلیل.واقعیت خیلی حوصله ی نوشتن ندارم.فقط خوبیم و شاکریم و الحمدلله.اول بهمن ۱۴۰۰ بخوانید...

ادامه مطلب

.: بازم بعد عمریییی :.

به نام خدا انقدرررررر سرم شلوغه و همش در حال بدو بدو هستم که امروز که ۸ تیر باشه تازه یادم افتاده پستی برای تولد اینجا و تولد خودم نگذاشتم. حتی تولد دوستهای عزیزی مثل کشکی رو با اینکه از اول خرداد یاد...

ادامه مطلب